مرتضى مطهرى
176
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بود ، زيرا كه از طبابت سررشته داشت . طبعاً مدافعين كيش مزدكى مجاب و مغلوب شدند و در اين اثنا افواج مسلحى كه پاسبان ميدان مخصوص مزدكيان بودند تيغ در كف بر سر آن طايفه ريختند . اندرزگر ( كه ظاهراً خود مزدك بود ) به هلاكت رسيد . عدهء حقيقى مزدكيان كه در اين دام مقتول شدند معلوم نيست . اعدادى كه مورخان ايران و عرب آوردهاند مبناى صحيح ندارد ، ولى ظاهراً همهء رؤسا در اين مكان عرضهء هلاك شدند . چنان كه پس از اين واقعه كه حكم كشتار عموم مزدكيان صادر شد افراد اين فرقه چون رئيس مطاع نداشتند پراكنده گشتند و در مقابل دشمنان خود ايستادگى نيافتند ، همه مضمحل شدند ، دارايى آنها ضبط و كتب دينى سوخته شد . . . از اين وقت به بعد مزدكيه حكم فرقهء سرّى پيدا كرد و به اين صورت حيات خود را دوام داد و بعد از ساسانيان هم در عهد اسلام بارها خودنمايى كرد . » « 1 » دين مزدك به وسيلهء نيروى نظامى و اعمال زور و خشونت فوق العاده برحسب ظاهر درهم كوبيده شد ولى مانند آتشى در زير خاكستر همچنان باقى بود . مسلّماً اگر اسلام ظهور نمىكرد آيين مزدكى به واسطهء خاصيت اشتراكى بارديگر بروز مىكرد و زبانه مىكشيد ، زيرا علل و موجباتى كه موجب پيدايش آن مذهب و گرايش سريع و عجيب مردم به آن بود همچنان باقى بود . دين مزدك از نظر اصول فكرى و اعتقادى دربارهء جهان و خلقت و انسان از دين زردشتى چيزى كسر نداشت ، در همان سطح بلكه اندكى بالاتر بود ، از اين نظر جاذبهاش از ساير اديان موجود كمتر نبود ، و از نظر تعليمات اجتماعى در جهت عكس آيين زردشتى بود - كه همواره طرفدار اقويا و صاحبان قدرت است - و از اين جهت در ميان تودهء مردم جاذبهاى نيرومند داشت . اثر زور و اعمال خشونت موقت است . عامل اصلى انقراض مزدكيان اسلام بود . اسلام كه دين توحيدى بود ، يك سلسله اصول و مبانى خاص دربارهء خدا و خلقت و انسان و حيات آورد كه با عقايد مزدكى قابل قياس نبود و در تعليمات اجتماعى خود بر عدل و مساوات و برابرى افراد و نژادها تكيه كرد بدون آنكه
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 384 - 386 .